نفس
سی و پنج هفتگی
سلام کوچولوییه من امروز 35هفته س که باهمیم....این هفته های اخر خیلی سخت میگذرن و دعا میکنم زودتر بگذرن...سنگینی.خستگی.بدن درد....مامانی رو عاصی کرده انتظار خیلی سختیه ولی هرموقع یاد لحظه دیدارت میافتم سختیا یادم میره و سعی میکنم قوی باشم و تحمل کنم... مادر شدن سختتر از اون چیزی هس که فکرشو میکردم..اخه همیشه مادر عروسکای رنگارنگی بودم که نه نفس میکشیدن نه تحرک داشتن ...مادر شدن سختترین اتفاق توی زندگی یه خانمه ...
نویسنده :
مامان و بابایی دایانا
21:18
تقدیم به بابایی
اسم؟؟
ناردونه مامانی چه اسمی بذاریم واست ؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟ ...
نویسنده :
مامان و بابایی دایانا
1:22
هفته 34- فرشته کوچکم :
عزیز دل مامان الان که دارم این پست رو مینویسم هفته 33م با تو بودن تموم شده و نازدونه من تو الان 34 هفته داری...لباسای قشنگت رو مامانی توی کمدت مرتب کرده و عروسکای خوشگلت هم آماده کرده تا بیای و باهاشون بازکنی و جیغ بزنی و بخندی...بابایی مهربون گهواره قشنگت رو نصب کرده و منتظره که دردونه مون بیاد و خواب آرومی توی گهواره ش داشته باشه مامان جون امروز یه سویشرت هم به لباسات اضافه کرد هرلحظه تو رو توی لباسات تصور میکنم قند توی دلم آب میشه... برات عروسکای جدید هم خریدیم که آنتی باکتریاله هرچی دوست داری گازشون بزن!!! پرنسس من توی ای...
نویسنده :
مامان و بابایی دایانا
1:03
جوجو بازم فردا به سفر می رود
جوجو بازم فردا به سفر می رود مامانی قراره صبح بره دانشکده پیش استادش بعدشم جوجو رو با بابایی ببرن سونو گر فی... انشالا که خسته نشی ...
نویسنده :
مامان و بابایی دایانا
23:36
هفته 33
جوجوی ما الان توی هفته33م بسر میبره برای دیدنش دل توی دلمون نیست و دوست داریم روزا تند تند بگذرن و ما روی ماهش رو ببینیم.بابایی و مامانی پس فردا میخوان ببرنت سونو گرافی و برای دیدنت دل توی دلشون نیست... سلامت تو ارزوی ماست... شمارش معکوس دیدنت شروع شدن .... .... ... .. . روزا مثل باد میگذره ...
نویسنده :
مامان و بابایی دایانا
0:41
میوه دلم!
میوه د لم! مادرها همیشه مهربانند، و آنها که مهربان نیستند، مادر نیستند! مهربانی، هدیه ای است که از خدا دریافت کرده ام تا بی منت، نثارت کنم، همانگونه که مادرم از خدا گرفت این هدیه را و به پای من ریخت. شنیده ام که می گویند بچه بادام است و نوه، مغز بادام! تو که بیایی، مادربزرگت تو را عزیزتر از من می دارد؟ غمی نیست! تو هم روزی بزرگ می شوی و فرزندت را در آغوش می گیری! و من، آن روز طعم مغز بادامی شیرین تر از تو را خواهم چشید. آن روز، آیا هستم؟ &nb...
نویسنده :
مامان و بابایی دایانا
0:06
خوب من
خوب من ... نام تو مرا هيشه مست می كند ... بهتر از شراب ... بهتر از تمام شعرهای ناب ... نام تو اگرچه بهترين سرود زندگي ست ... من تورا به خلوت خدايی خيال خود، " بهترين بهترين من" خطاب می كنم ... بهترين بهترين من.. ...
نویسنده :
مامان و بابایی دایانا
0:03




