دایانا هاشم نیادایانا هاشم نیا، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 8 روز سن داره

♡دایانا♥جوجه♡♥ مامانی ♡♥و بابایی♡♥

هفته 33

جوجوی ما الان توی هفته33م بسر میبره برای دیدنش دل توی دلمون نیست و  دوست داریم روزا تند تند بگذرن و ما روی ماهش رو ببینیم.بابایی و مامانی پس فردا میخوان ببرنت سونو گرافی و برای دیدنت دل توی دلشون نیست... سلامت تو ارزوی ماست... شمارش معکوس دیدنت شروع شدن .... .... ... .. . روزا مثل باد میگذره ...
2 آذر 1393

میوه دلم!

                      میوه د لم! مادرها همیشه مهربانند، و آنها که مهربان نیستند، مادر نیستند! مهربانی، هدیه ای است که از خدا دریافت کرده ام تا بی منت، نثارت کنم،  همانگونه که مادرم از خدا گرفت این هدیه را و به پای من ریخت. شنیده ام که می گویند بچه بادام است و نوه، مغز بادام! تو که بیایی، مادربزرگت تو را عزیزتر از من می دارد؟ غمی نیست! تو هم روزی بزرگ می شوی و فرزندت را در آغوش می گیری! و من، آن روز طعم مغز بادامی شیرین تر از تو را خواهم چشید. آن روز، آیا هستم؟       &nb...
30 آبان 1393

خوب من

  خوب من   ...   نام تو مرا هيشه مست می كند ...   بهتر از شراب ...   بهتر از تمام شعرهای ناب ...   نام تو اگرچه بهترين سرود زندگي ست ...   من تورا به خلوت خدايی خيال خود،   " بهترين بهترين من" خطاب می كنم ...   بهترين بهترين من.. ...
30 آبان 1393

بدون عنوان

عزیزکم!  آنقدر نسبت به تو مهربانم که این راه مشقت بار تا به دست آوردنت، هرچند سخت اما چه شیرین و به یاد ماندنی می گذرد. می دانم وقتی به دنیا بیایی تمام این روزهای سخت را پشت پلک معصومانه ات به نسیم فراموشی می سپارم و یک لبخند تو کافی است تا خالی شوم از اندوه لحظه های انتظار و سرشار شوم از دلدادگی مادرانه. راستی! ... من که این همه نسبت به تو مهربانم؛ چقدر و چگونه با ما مهربان است آن «هزاران بار مهربانتر از مادر»؟ ...
29 آبان 1393

نامه ای به کودک عزیزم

تمامی وجودم سرشار از عشق تو است . گاه با خود می اندیشم که در پس عبور این لحظه های ناب عاشقی ، لحظه ها یی که تپش قلب پاک و کوچکت را هر ثانیه با تمام وجود حس می کنم چه رازی نهفته است . آنگاه دلتنگ می شوم . دلتنگ از گذشت پی در پی روزها . خدایا! به من نیرویی عطا کن قوی تر از  نیروی عشق مادری   ، تا بتوانم در راه سعادت فرزندم گام بر دارم . بار الهی درک و تجربه حس شیرین مادری را از هیچ عاشقی نگیر !  ...
29 آبان 1393

بابایی

جوجه ما بابایی خیلی دوستت داره از موقعی که تو رو داریم خیلی نگرانته به مامان تذکر میده  که مواظبت باشم همه چی رو واسمون فراهم کرده تا تو کوچولو بدون  هیچ دغدغه ای پا روی  چشمامون بذاری دوستت داریم بابایی خسته نباشی بابایی انشالا خنده های کوچولو و نازت   خستگی رو از تنش بیرون بیاره   ...
28 آبان 1393

8 ماهگیت مبارک

امروز نفسم رو بردم دکتر صدای قلب نازنینش رو شنیدم کلللللللی ذوق کردم خداروشکر وضعیتش و رشدش خوب بود  مامانشم اضافه وزن نداشت طبق محاسبه دکتر جوجو فردا وارد هفته 32 میشه ....یعنی فردا اولین روز 8 ماهگیشه...   8 ماهگیت مبارک قندک ...
28 آبان 1393